استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. ایمیل: kamalnosrati1367@cfu.ac.ir
10.22034/popsci.2026.590503.1475
چکیده
موضوع: با گسترش هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت، پرسش از ماهیت یادگیری انسانی و نسبت آن با محاسبه ماشینی به چالشی بنیادین در فلسفه آموزش بدل شده است. فلسفه متأخر ویتگنشتاین چارچوبی غنی برای مواجهه با این مسئله فراهم میآورد. هدف: این مقاله با بازخوانی مفهوم آموزش در فلسفه ویتگنشتاین برای عصر هوش مصنوعی، ضمن نقد نظامهای الگوریتممحور، چارچوبی نظری برای تشخیص مرزهای تقلیلناپذیر یادگیری انسانی در برابر محاسبه ماشینی ارائه میدهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-استنتاجی انجام شده است. دادهها از طریق بررسی اسنادی متون اصلی ویتگنشتاین گردآوری شدند. یافتهها: یادگیری انسانی، برخلاف محاسبه ماشینی، در بستر زیست مشترک، کنشهای بدنی، عادتهای عملی و مشارکت در «بازیهای زبانی» شکل میگیرد. الگوریتمها از آنجا که در «شکلزندگی» مشارکت ندارند و از «رفتار مشترک بشریت» بیبهرهاند، به نظر می رسد، در درک موقعیتی، معنای سیال، یقین عملی و تغییر شیوه نگاه ناتواناند. چالش اصلی همترازی هوش مصنوعی با اهداف آموزشی، نه «همترازی فنی»، که «همترازی وجودی» است؛ بدینمعنا که هرگونه همترازی مؤثر، به مشارکت فعال در شکلزندگی و برخورداری از یقین عملی وابسته است. نتایج: مرز میان یادگیری انسانی و محاسبه ماشینی، مرزی ماهوی و تقلیلناپذیر است و الگوریتمها شاید از جانشینی کامل معلم انسانی ناتواناند. مقاله با پیشنهاد نقش تکمیلی هوش مصنوعی بهعنوان «مکالمهگر ثالث» و «آینه تفکر»، بر حفظ فضاهای گفتگومحور، کارگاههای عملی و مواجهه با موقعیتهای مبهم تأکید میورزد و رهنمودهایی عینی برای حفاظت از فضاهای زیسته یادگیری در عصر محاسبات ماشینی ارائه میدهد.