<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ترویج علم</title>
    <link>https://www.popscijournal.ir/</link>
    <description>ترویج علم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مسئله‌آفرینی در مطالعات پژوهشی: یک فراترکیب</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_244092.html</link>
      <description>پیشینه و هدف: مسئله‌آفرینی به‌عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در علوم رفتاری، به‌ویژه در حوزه‌های آموزشی و دانشگاهی، مطرح است. این مفهوم به کاوش چالش‌ها و فرصت‌های نوآورانه در یادگیری و تدریس می‌پردازد و تأثیرات آن بر فرآیندهای آموزشی و پژوهشی می‌تواند مسیرهای پیشرفت را هموار سازد. هدف این پژوهش، تبیین معنا و مفهوم مسئله‌آفرینی در علوم رفتاری، همراه با بررسی روش‌های اجرا و پیامدهای آن در دانشگاه‌ها است.روش: این مطالعه با بهره‌گیری از روش فراترکیب، به مرور نظام‌مند مطالعات مرتبط پرداخت. تعاریف متنوع مسئله‌آفرینی از پایگاه‌های داده‌ای معتبر استخراج شد. جستجو با کلیدواژه‌های هدفمند همچون &amp;amp;laquo;مسئله‌آفرینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معنا و مفهوم مسئله‌آفرینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شیوه‌های اجرای مسئله‌آفرینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیامدهای مسئله‌آفرینی&amp;amp;raquo; انجام گرفت و شامل مقالات علمی، پایان‌نامه‌ها و گزارش‌های پژوهشی بود.یافته‌ها: مسئله‌آفرینی می‌تواند به اشکال گوناگون در محیط‌های آموزشی و غیرآموزشی اجرا شود. تحلیل ۲۷ تعریف شناسایی‌شده، به بازشناسی ۸۱ مفهوم کلیدی، طبقه‌بندی آن‌ها در ۱۰ زیربُعد و در نهایت دسته‌بندی به چهار بُعد اصلی رویه‌ای، فنی، راهبردی و دستاوردی منجر گردید. این یافته‌ها، تمایز میان مسئله‌آفرینی و مسئله‌محوری را برجسته کرده و نشان‌می‌دهد چگونه زیربُعدهایی مانند "همه‌جانبه‌نگری" و "آشنایی‌زدایی" می‌توانند شایستگی‌‌های تفکر نقادانه را در دانشجویان تقویت کنند. توجه به بُعد راهبردی مسئله‌آفرینی، ظرفیت پیشگیری از چالش‌ها را فراهم می‌آورد. نتیجه‌گیری: مسئله‌آفرینی به‌مثابه راهبردی پیش‌دستانه، نقش اساسی در پیش‌بینی چالش‌های محتمل، تحول روش‌های منسوخ آموزشی و پژوهشی در دانشگاه‌ها، و ظرفیت‌سازی پیشگیری ایفا می‌کند. این رویکرد به هدایت هوشمند تصمیم‌ها و فعالیت‌ها در سطوح خرد کمک کرده و در سطح کلان اجتماعی، به آینده‌سازی و تمدن‌سازی حکمت‌بنیان یاری می‌رساند. پیشنهادهایی برای بهبود شیوه‌های اجرایی مسئله‌آفرینی به دست‌اندرکاران ارائه شد که در صورت اجرای پویا و یکپارچه، می‌تواند زیست‌بوم علوم انسانی ایران را از یک نظام انطباقی و مصرف‌کننده، به یک &amp;amp;laquo;نظام زایای معرفتی&amp;amp;raquo; تبدیل کند که نه تنها پاسخ‌گو که مسئله‌آفرین است و نه تنها پیرو که مرجعیت‌آفرین خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ضرورت گنجاندن زیست‌اخترشناسی در برنامه‌ی درسی علوم ایران</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_234851.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف سنجش سطح شناخت، نگرش و علاقه‌مندی دانش‌آموزان مقاطع ابتدایی و متوسطه اول ایران نسبت به مفاهیم زیست‌اخترشناسی و تحلیل کیفی شکاف‌ها و کاستی‌های موجود در درک علمی آنان طراحی شد.روش: پژوهش به روش آمیخته (کمّی و کیفی) انجام شد. داده‌های کمّی از طریق پرسشنامه‌های محقق‌ساختۀ مقطع‌محور از ۳۲۰ دانش‌آموز جمع‌آوری گردید. داده‌های کیفی حاصل از پاسخ‌های باز پرسشنامه‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و کدگذاری در سه مرحله (باز، محوری و انتخابی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از علاقه‌مندی بسیار بالای دانش‌آموزان (۷۸٪ در مقطع ابتدایی و ۸۱٪ در متوسطه اول) به حوزه‌های مرتبط با فضا و حیات فرازمینی بود. با این وجود، سطح دانش و درک علمی آنان بسیار محدود ارزیابی شد و مشخص گردید اطلاعات آنان عمدتاً تحت تأثیر رسانه‌های عمومی و غیرعلمی شکل گرفته است. همچنین ضعف‌های عمده‌ای در حیطه‌های تفکر انتقادی، استدلال علمی و درک ارتباطات میان‌رشته‌ای مشاهده شد.نتیجه‌گیری: وجود شکاف عمیق میان علاقه‌مندی ذاتی دانش‌آموزان و فقدان آموزش ساختاریافته در حوزه زیست‌اخترشناسی، فرصتی آموزشی را برای نظام آموزش علوم ایران فراهم آورده است. بر این اساس، بازنگری در محتوای آموزشی، توانمندسازی معلمان و تولید منابع یادگیری نوآورانه برای ادغام مؤثر این مفاهیم در برنامه‌ی درسی علوم ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرا صلح برای اقتصاد مهم است؟ نگاهی به پیوند میان جنگ، امنیت و رفاه</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_244093.html</link>
      <description>زمینه و مسئله پژوهش: مفاهیم صلح و منازعه از دیرباز پیوندی عمیق با مسائل اقتصادی داشته‌اند و این پیوند تاریخی در دهه‌های اخیر به شکل‌گیری گرایش‌های تخصصی و مستقل در علم اقتصاد انجامیده است. با وجود گسترش ادبیات جهانی در این حوزه، تبیین جایگاه مفهومی و تمایز میان شاخه‌های مختلف اقتصاد صلح و منازعه همچنان نیازمند بررسی نظام‌مند است.هدف پژوهش: هدف این مقاله، روشن‌سازی جایگاه و اهمیت مفاهیم صلح و منازعه در ساختار علم اقتصاد و تحلیل سیر تاریخی و تحول مفهومی گرایش‌های مرتبط با آن، از جمله اقتصاد نظامی‌گری، اقتصاد جنگ، اقتصاد دفاع، اقتصاد امنیت و اقتصاد صلح است.روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای معتبر انجام شده است. در این راستا، ابتدا چارچوب نظری اقتصاد صلح و منازعه تبیین و سپس با مرور نظام‌مند ادبیات فارسی و بین‌المللی، مفاهیم کلیدی و گرایش‌های اصلی این حوزه استخراج، مقایسه و دسته‌بندی شده‌اند.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از گرایش‌های اقتصاد صلح و منازعه دارای چارچوب نظری، اهداف و کارکردهای متمایز هستند. همچنین وارد کردن مفاهیم صلح و منازعه در مدل‌های اقتصادی موجب تعمیق فهم پویایی‌های اقتصادی&amp;amp;ndash;اجتماعی شده و زمینه‌ساز توسعه رویکردهای نوین در سیاست‌گذاری اقتصادی، مدیریت منابع، کاهش تنش‌ها و ارتقای امنیت اقتصادی می‌شود.نتیجه‌گیری و دلالت‌ها: نتایج تحقیق بر ضرورت توجه ویژه به اقتصاد صلح و منازعه در فضای علمی و سیاست‌گذاری کشور، به‌ویژه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک حساس ایران، تأکید دارد. تقویت این حوزه می‌تواند نقش مهمی در ارتقای ثبات اقتصادی و اجتماعی و تحقق توسعه پایدار ایفا کند. از این‌رو، اقتصاد صلح و حل منازعه به‌عنوان حوزه‌ای پویا و راهبردی، نیازمند حمایت بیشتر در تحقیقات دانشگاهی و سیاست‌های اقتصادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل توسعه کسب و کارهای خانوادگی در ورزش با رویکرد گراندد تئوری</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_244091.html</link>
      <description>تحقیق حاضر باهدف ارائه مدل توسعه کسب‌وکارهای خانوادگی در ورزش با رویکرد گراندد تئوری طراحی گردید. تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات کیفی بود که به‌صورت میدانی اجرایی گردید. روش کیفی مورداستفاده در تحقیق حاضر از نوع گرانندتئوری بود. مشارکت‌کنندگان در تحقیق حاضر شامل خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با رویکرد نمونه‌گیری همگون و درعین‌حال با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند و این فرایند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع ۱۴ نفر از خبرگان حوزه کسب‌وکارهای خانوادگی و صنعت ورزش بر اساس معیارهایی همچون حداقل پنج سال سابقه مدیریتی یا پژوهشی مرتبط، تجربه عملی در ایجاد یا مدیریت کسب‌وکار ورزشی، و نیز سابقه انتشار یا مشارکت علمی در این حوزه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که توسعه کسب‌وکارهای خانوادگی در ورزش مستلزم توجه سیاست‌گذاران به سه محور اساسی است: نخست، تقویت زیرساخت‌های رقابتی و مالی به‌منظور کاهش آسیب‌پذیری این کسب‌وکارها در برابر نوسانات اقتصادی؛ دوم، طراحی سازوکارهای حمایتی شامل شفاف‌سازی ساختارهای حاکمیتی، تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد بسترهای قانونی مناسب برای انتقال بین‌نسلی؛ و سوم، تدوین راهبردهای عملیاتی در سطح صنعت ورزش برای ارتقای نوآوری، گسترش شبکه‌سازی و افزایش تاب‌آوری کسب‌وکارهای خانوادگی. این نتایج می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های هدفمند در جهت تقویت نقش کسب‌وکارهای خانوادگی در توسعه صنعت ورزش ایران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم شهروندی و شهروندی علمی: بازاندیشی مفهومی در مشارکت عمومی در علم</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_246030.html</link>
      <description>هدف: هدف این مقاله، بازاندیشی مفهومی و تبیین تمایزات نظری میان دو اصطلاح &amp;amp;laquo;علم شهروندی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شهروندی علمی&amp;amp;raquo; در ادبیات مطالعات علم و فناوری (STS) و بررسی دلالت‌های آن برای سیاست‌گذاری علم و فناوری است.&#13;
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع نظری-تحلیلی است و با بهره‌گیری از روش تحلیل مفهومی نظام‌مند (تلفیقی از رویکرد ویژگی‌محور واکر و آوانت و رویکرد تکاملی راجرز) انجام شده است. در این فرآیند، ضمن مرور تحلیلی ادبیات موجود، مفروضات نظری و الگوهای مشارکت عمومی نهفته در این دو مفهوم شناسایی و مورد واکاوی قرار گرفته‌اند.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این دو مفهوم، علیرغم کاربرد هم‌پوشان یا مترادف در ادبیات، تفاوت‌های ماهوی بنیادینی دارند. &amp;amp;laquo;علم شهروندی&amp;amp;raquo; عمدتاً بر مشارکت روش‌شناختی شهروندان در فرآیندهای پژوهشی نظیر گردآوری داده، مشاهده و پایش متمرکز است. در مقابل، &amp;amp;laquo;شهروندی علمی&amp;amp;raquo; به کنشگریِ صاحب‌حقِ شهروندان در ساحتِ ارزیابی، نقد و جهت‌دهی به اولویت‌ها و سیاست‌های علم و فناوری اشاره دارد. بر این اساس، علم شهروندی عمدتاً در قلمرو &amp;amp;laquo;تولید دانش&amp;amp;raquo; و شهروندی علمی در قلمرو &amp;amp;laquo;حکمرانی علم&amp;amp;raquo; جای می‌گیرند.&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که تفکیک میان &amp;amp;laquo;مشارکت در تولید دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مشارکت در حکمرانی دانش&amp;amp;raquo;، برای فهم دقیق‌تر رابطه علم و جامعه ضروری است. &amp;amp;laquo;شهروندی علمی&amp;amp;raquo; را می‌توان بسط هنجاری علم شهروندی دانست که تحقق آن مستلزم دگرگونی‌های نهادی و گشودگی نظام علمی است؛ تمایزگذاری میان این دو، پیش‌شرط طراحی سیاست‌های کارآمدتر برای ارتقای مشارکت عمومی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترابشریت و فایده‌گرایی منفی</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_245767.html</link>
      <description>مقدمه: فایده‌گرایی منفی شاخه‌ای از اخلاق هنجاری است که بر اولویت حذف رنج‌های شدید و غیرضروری نسبت به بیشینه‌سازی لذت تأکید دارد. این دیدگاه رنج را نقصی اساسی در تجربه زیستی موجودات حساس می‌داند و وظیفه اخلاقی اصلی را ریشه‌کن کردن دردهای ویرانگر معرفی می‌کند. در مقابل، ترابشریت جنبشی میان‌رشته‌ای است که با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند مهندسی ژنتیک، نانوفناوری، هوش مصنوعی و زیست‌فناوری سلولی، در پی ارتقای توانایی‌های انسانی و فراروی از محدودیت‌های طبیعی زیستی می‌باشد. این پژوهش به بررسی همگرایی این دو حوزه در قرن بیست و یکم پرداخته و امکان تحقق جامعه‌ای با رنج کمتر را کاوش می‌کند.هدف: هدف اصلی، ارزیابی ظرفیت فناوری‌های ترابشریتی در کاهش رنج انسانی و حیوانی بر مبنای اصول فایده‌گرایی منفی است. همچنین، شناسایی چالش‌های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی پیش‌رو و پیشنهاد سیاست‌گذاری عادلانه و پایدار برای هدایت این تحولات مدنظر قرار گرفته است.روش: پژوهش از رویکرد ترکیبی بهره برده که شامل تحلیل کیفی متون فلسفی بنیادین با نرم‌افزار نوایو و بررسی موردی پروژه‌های تجربی نوین از پایگاه‌های سازمان بهداشت جهانی، صندوق کودکان ملل متحد و گزارش‌های اتحادیه اروپا است. روش مرور نظام‌مند و هم‌پوشانی داده‌ها برای افزایش روایی یافته‌ها به کار گرفته شده است.یافته‌ها: فناوری‌هایی نظیر ویرایش ژن، نانوفناوری پزشکی، هوش مصنوعی پیش‌بینی‌گر، زیست‌فناوری سلولی و شبیه‌سازی‌های عصبی ظرفیت کاهش چشمگیر رنج جسمی، روانی و حیوانی را نشان می‌دهند. با این حال، موانعی چون نابرابری جهانی در دسترسی، مخاطرات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی و هویت انسانی، و مقاومت فرهنگی مانع تحقق کامل این چشم‌انداز هستند.نتایج: تحقق جامعه‌ای با رنج کمتر مستلزم سیاست‌گذاری جهانی عادلانه، تنظیم مقررات اخلاقی فراگیر و همکاری نظام‌مند میان فلسفه، علم و سیاست است. این همگرایی، نبرد با رنج را از تأملات نظری به عرصه عملی و فناورانه منتقل کرده و نوید جهانی با بهزیستی پایدار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و واکاوی مولفه‌های علم و پژوهش در نهج‌البلاغه در راستای بیانیه گام دوم انقلاب</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_245768.html</link>
      <description>موضوع: علم و پژوهش همواره مورد تاکید قرآن، نهج‌البلاغه، بیانیه گام دوم انقلاب، در سطح آموزش اسنادی نظیر سند تحول بنیادین و غیره بر این امر توجه داشته و بر آن تاکید دارند.هدف: بنابراین پژوهش حاضر در نظر دارد مولفه‌های علم و پژوهش در نهج‌البلاغه در راستای بیانیه گام دوم انقلاب مورد بررسی قرار دهد.روش: پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی است که در دو مرحله به منظور دستیابی به یافته ها انجام پذیرفت.گام اول : با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع توصیفی و تحلیلی انجام گردیده است. در این مطالعه برای استخراج و تدوین مطالب از روش سه سو سازی استفاده گردید؛یعنی مطالعه با استناد به مبانی برخاسته از آیات نهج‌البلاغه و نیز بهره گیری از پژوهشهای مربوط و مبانی نظری انجام شد. گام دوم : به منظور بررسی فراوانی و ضریب اهمیت مولفه های لفه‌های علم و پژوهش در نهج البلاغه ، در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. محتوای طرح از نظر پاسخگو( متن نهج‌البلاغه ) و هفت مؤلفه اصلی در حیطه مولفه های لفه‌های علم و پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها و نتایج: بررسی مولفه های علم و پژوهش از منظر نهج‌البلاغه نشان می دهد که از بررسی مولفه های علم و پژوهش از منظر نهج‌البلاغه علم و اندیشه ورزی با فراوانی60 ، صنعت و فناوری با فراوانی 4، تحقیق و پژوهش با فراوای 8، برنامه ریزی با فراوانی 21، آینده پژوهی با فراوانی 61، مهارت آموزیبا فراوانی 13 ، مدیریت با فراوانی 7 بدست آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر کیفیت خدمات دانش‌محور: نقش میانجی اعتماد کاربران</title>
      <link>https://www.popscijournal.ir/article_246829.html</link>
      <description>هدف: با گسترش فناوری‌های هوشمند در محیط‌های اطلاعاتی، هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اثرگذار بر ارتقای کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر فناوری هوش مصنوعی بر کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی استان یزد و بررسی نقش میانجی اعتماد کاربران در این رابطه انجام شده است.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی ـ پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل اعضای فعال کتابخانه‌های عمومی استان یزد در سال ۱۴۰۴ بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۸۵ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد هوش مصنوعی (چن و همکاران، 2022)، اعتماد کاربران (لاراساتی و همکاران، 2023) و کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی (اقتباس از وکیلی‌مفرد، 1402) گردآوری شد. روایی همگرا و واگرا تأیید و پایایی ابزارها با آلفای کرونباخ بالاتر از 0.7 احراز گردید. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS 25 و SmartPLS 3.3 و مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی دارد و به‌طور مستقیم موجب افزایش اعتماد کاربران می‌شود. همچنین اعتماد کاربران اثر مثبت و معناداری بر کیفیت خدمات دارد. آزمون میانجی‌گری بیانگر آن است که اعتماد کاربران نقش میانجی جزئی در رابطه بین هوش مصنوعی و کیفیت خدمات ایفا می‌کند، به‌گونه‌ای که بخشی از اثر هوش مصنوعی از طریق تقویت اعتماد کاربران منتقل می‌شود.نتایج: یافته‌ها حاکی از آن است که به‌کارگیری هوش مصنوعی، هم به‌صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از مسیر اعتماد کاربران، موجب ارتقای کیفیت خدمات کتابخانه‌های عمومی می‌شود. بر این اساس، توجه به طراحی سامانه‌های هوشمند کاربرمحور، توسعه خدمات دیجیتال و آموزش کاربران، می‌تواند نقش مهمی در بهبود تجربه کاربری و افزایش اثربخشی خدمات کتابخانه‌های عمومی ایفا کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
