هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی برای ادغام هوش مصنوعی در ترویج علم انجام شد. مطالعه حاضر در پی شناسایی مؤلفههای کلیدی، سنجش میزان اهمیت آنها از دیدگاه خبرگان و ارائه چارچوبی راهبردی برای سیاستگذاری در این حوزه است. روششناسی: پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. در فاز کیفی، مؤلفههای اصلی از طریق تحلیل دادههای تخصصی استخراج گردید. در فاز کمّی، پرسشنامهای محققساخته مشتمل بر 44 گویه در ۱1 مؤلفه، با مقیاس لیکرت پنجدرجهای طراحی و توسط ۲۶ نفر از خبرگان حوزههای علمی تکمیل شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد تمامی مؤلفههای شناساییشده از سطح اهمیت بالا برخوردارند. مؤلفه «مقابله با اطلاعات نادرست علمی» بالاترین میانگین اهمیت را کسب کرد. همچنین ابعاد «سادهسازی و فهمپذیری محتوا»، «آموزش و ارتقای سواد علمی» و «شخصیسازی محتوا» در رتبههای بعدی قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی برازش مناسب ساختار چندبعدی مدل را تأیید کرد. نتیجه گیری: مدل سهسطحی ارائهشده، استراتژیهای ادغام هوش مصنوعی در ترویج علم را در سطوح حیاتی و بنیادین، بااهمیت و توانمندساز و نوآورانه و تکاملی طبقهبندی میکند. این مدل میتواند به عنوان نقشهراه عملی برای سیاستگذاران و مروجان علم در طراحی برنامههای ترویج علم مبتنی بر هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد.