1
گروه علوم سیاسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.
2
گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
10.22034/popsci.2026.560994.1445
چکیده
مقدمه: فایدهگرایی منفی شاخهای از اخلاق هنجاری است که بر اولویت حذف رنجهای شدید و غیرضروری نسبت به بیشینهسازی لذت تأکید دارد. این دیدگاه رنج را نقصی اساسی در تجربه زیستی موجودات حساس میداند و وظیفه اخلاقی اصلی را ریشهکن کردن دردهای ویرانگر معرفی میکند. در مقابل، ترابشریت جنبشی میانرشتهای است که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته مانند مهندسی ژنتیک، نانوفناوری، هوش مصنوعی و زیستفناوری سلولی، در پی ارتقای تواناییهای انسانی و فراروی از محدودیتهای طبیعی زیستی میباشد. این پژوهش به بررسی همگرایی این دو حوزه در قرن بیست و یکم پرداخته و امکان تحقق جامعهای با رنج کمتر را کاوش میکند. هدف: هدف اصلی، ارزیابی ظرفیت فناوریهای ترابشریتی در کاهش رنج انسانی و حیوانی بر مبنای اصول فایدهگرایی منفی است. همچنین، شناسایی چالشهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی پیشرو و پیشنهاد سیاستگذاری عادلانه و پایدار برای هدایت این تحولات مدنظر قرار گرفته است. روش: پژوهش از رویکرد ترکیبی بهره برده که شامل تحلیل کیفی متون فلسفی بنیادین با نرمافزار نوایو و بررسی موردی پروژههای تجربی نوین از پایگاههای سازمان بهداشت جهانی، صندوق کودکان ملل متحد و گزارشهای اتحادیه اروپا است. روش مرور نظاممند و همپوشانی دادهها برای افزایش روایی یافتهها به کار گرفته شده است. یافتهها: فناوریهایی نظیر ویرایش ژن، نانوفناوری پزشکی، هوش مصنوعی پیشبینیگر، زیستفناوری سلولی و شبیهسازیهای عصبی ظرفیت کاهش چشمگیر رنج جسمی، روانی و حیوانی را نشان میدهند. با این حال، موانعی چون نابرابری جهانی در دسترسی، مخاطرات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی و هویت انسانی، و مقاومت فرهنگی مانع تحقق کامل این چشمانداز هستند. نتایج: تحقق جامعهای با رنج کمتر مستلزم سیاستگذاری جهانی عادلانه، تنظیم مقررات اخلاقی فراگیر و همکاری نظاممند میان فلسفه، علم و سیاست است. این همگرایی، نبرد با رنج را از تأملات نظری به عرصه عملی و فناورانه منتقل کرده و نوید جهانی با بهزیستی پایدار میدهد.